عینک دودی

منبع:   لینك  cinetmag.com


یک سری از هنر مندان هستند که صرف حضور نامشان درون اثری ، علاقه مندان را راغب می کند تا عکس العمل نسبت به آن اثر نشان دهند. حال چه کار مورد قبول قرار بگیرد و چه پایین تر از آن حدی باشد که انتظارش را داشته ایم. همین چند وقت پیش کتابی را از استاد مسلم ادبیات ایران ( محمود دولت آبادی ) با نام (( گلدسته و سایه ها)) می خواندم که درست است نام ( محمود دولت آبادی) نا خود آگاه من را به عنوان شاگرد کوچکش به احترامش از جا بلند می کند ، اما هیچ گاه این اثر در قد و قواره های کارهای قبلی استاد نبود. دلیلش را نمی دانم. اما باز هم توقع از نام یک هنرمند همیشه مخاطب را در یک سطح قابل قبولی از کار قرار دهد و تنزل از آن موجب شکسته شدن یک سری تابوها در ذهن مخاطبان شود.

فریدون جیرانی روزنامه نگار خوش سلیقه ای است. و فیلمسازی بسیار متبحر. این را هیچ کس منکر نمی شود. او قواعد ساخت یک کار حرفه ای را می داند. حال می خواهد تریلر وحشت ( قرمز) باشد و چه کمدی پر سر و صدای ( صورتی ) . چه اجتماعی تلخ (آب و آتش) و چه یک کار رئالیستی همچون (سالاد فصل). او حتی کار هالیوودی خوبی هم ساخته است.(شام آخر) .
او دوست دارد تجربه کند. تجربه هم نشان داده تجربه کردن به جیرانی نیامده. او اگر کمی از اعتماد به نفسش کم می کرد ( ستاره هایش) از بی نقص ترین کارهای تاریخ سینما می شد. (( بدون شک)) و اگر دوباره هوس نمی کرد به سمت و سوی سینمای وحشت برود شاید اشتباهی همچون ((پارک وی)) را مرتکب نمی شد. مگر تعریف یک قصه ی تکراری آن هم بر اساس یک سری پرسوناهای یکسان شخصیتی ، چه لذتی داشت که جیرانی باز هم هوس کرد تکرار مکررات کند؟؟
شاید مقایسه ی محمود دولت آبادی و فریدون جیرانی قیاس مع الغیر باشد. اما همانقدر که در ادبیات از استادانی همچون دولت آبادی انتظار بهتر شدن است از فیلمساز هوشمندی همچون جیرانی هم توقع بهتر شدن است. این را هم خوب می دانم که نگارش یک فیلم نامه ای که هشت ماه وقتت را بگیرد و دست آخر بشنوی که فعلا شرایط برای ساختنش مناسب نیست چه حالی به آدم دست می دهد. شکست تجاری پروژه ی ستاره ها و ناکام ماندن در ساخت فیلم نامه ی ( استخر) تجربه ی تلخ دیگری را در کارنامه ی جیرانی باقی گذاشت.
کسی منکر آهنگ زیبای پارک وی و فیلمبرداری بی نقص اش نمی شود. اما پارک وی چیزی را درون خود با نام (( منطق)) به عنوان حلقه ی مفقوده ای کم داشت که سالهاست درون سینمای ما معنایش را از دست داده. سالهاست که تماشاگر ، احمق فرض می شود و هر بار که مامن تازه ای پیدا می کند باز هم جفا می بیند.

گذشته ی تلخ یک پسر که مادر بد کاره اش به دلیل ( نخواندن نماز و نگرفتن روزه) دچارش شده و ازدواجش با دختر پدری دائم الخمر که عاشق چشمان پنهان پسرک در پشت عینک دودی اش شده تماما از بی منطقی ذاتی نشئت می گیرد که نه تنها با برداشتن عینک دودی کار درست نمی شود بلکه پدر بی غیرت قصه هم به موقع به خودش نمی آید و زن بابای روان کاو تا لحظه ی آخر خبری از روانپزشکی اش نیست. و حتی دوماه سفر و گردش چیزی را روشن نمی کند.
اگر بیتا فرهی اینقدر راحت از مرگ هنری اش حرف می زند پس وای به حال اون روزی که مردم دیگر به تماشای فیلمهای جیرانی نروند.

*******************************************************************

پی نوشت ی1: بهناز عزیز ممنون که نظر خودت رو برای من نوشتی. من هم موافقم که نقاب یکی از جسورانه ترین فیلم ها از لحاظ موضوعی است. اما کمی اگر تامل کنیم می بینیم که کار از لحاظ کارگردانی و کمی هم فیلم نامه با مشکل مواجه است. اما من هم متاسفم برای مسئولین که لقب خیانتکار را به علی آشتیانی پور تهییه کننده ی متعهد کار داده اند. به هر حال ساخت نقاب یک اتفاق مبارک در سینمای ماست.

پی نوشت 2: کاویان عزیز کلام شما متین. اما اگر کمی فکر کنیم می بینیم شریفی نیا هنر انتخاب بازیگری اش را در نقاب به رخ می کشد. او در این کار می توانست از نفوذش برای یک سری بازیگر دیگر استفاده کند اما منطقی ترین انتخاب ها پارسا پیروزفر و امین حیایی بوده اند چرا که چهره ی معصوم پیروز فر تا آخر کار تماشاگر را گول می زند و شما با حسام نواب صفوی مقایسه بکن ؟ یا بهرام رادان. پس می بینیم هنر شریفی نیا در این کار یک سر و گردن از بقیه ی کارها بالاتر است. کما اینکه من منکر هنر های خوب شریفی نیا از جمله عکاسی و ساخت تیزر نمی شوم. من از شما دوستان تشکر می کنم که مجله ی سینما نت رو برای بحث ها خودتون انتخاب کردید.

یادداشتی بر ( پارک وی ) آخرین ساخته ی فریدون جیرانی

نوشته شده در تاریخ جمعه 5 مرداد 1386    | توسط: ( س - ظ )09395452248 کرج    | طبقه بندی: سینما و فیلم،     | نظرات()